حسين زمانى

66

سفرنامه بخارا ( عصر محمد شاه قاجار ) ( فارسى )

معجزه است . در تركستان چه لشكر ماوراء النهر و چه لشكر خوارزم و خوقند همه همين احوال دارند . امّا اين فدوى در اين قليل مدّت اين مسئله را بهتر از آنها فهميدم و به آنها گفتم اين حكايت را كه در تركستان معجزه مىدانند نه چنين است ، بلكه اين از بىبضاعتى سلطان و بىاوضاعى قشون است كه تدارك و سيورسات ندارند . سه من آرد هر وقت تمام شد ناچار بايد متفرق شوند و اين حكايت از قديم الايّام متداول شده ، آن را معجزه مىخوانيد ، جميع سركردگان تصديق نمودند . امّا وقايع قلعه‌گيرى هفت روز بيشتر نمىباشد . اگر گرفته شد خوب و الّا زيست را حرام مىدانند . خود اين فدوى حكايت محاصرهء هزار اسب را شنيدم و داستان خجند را ديدم كه سه روز زياده توقف نكردند . امّا قشون بخارا آنچه از آدم‌هاى ثقه تحقيق كردم و يقين در صدقش دارم اينست : بيست هزار كس مىباشند سواى قشون كه سابق بر اينها از ولايت‌ها مىدادند . حال گاهى مىدهند و گاهى نمىدهند ، آن هم عددش سه هزار مىشود كه در حين احتياج بايد روانه نمايند . تفصيل سه هزار قشون كه از ولايات مىگيرند . از شهر سبز ششصد نفر و از شبرقان و بلخ و ميمنه و اندخوى و سرپل ده‌نو ، دو هزار و چهارصد نفر ولى از بيست هزار قشون مواجب خود آنها ، همان يك هزار سرباز و دويست نفر توپچى است كه مدّت شش سال است عبد الصّمد خان تبريزى كه سابق بر اين نزد دوست محمد خان افغان بود فرار كرده به بخارا آمده ، سركار امير او را نگاهدارى كرده اسباب نظام را مىكردند . تا سه سال قبل كه سرباز و توپخانه عبد الصّمد خان تبريزى خراج گرفته ، به تحريك عبد الصّمد خان سركار امير بر سر جرق ( جرغ ) كه ولايت تقسيمى امير بخاراست و محمد عليخان ضبط كرده بود ، رفته و آن قلعه را تصرف نموده ، يعنى كوتوالان قلعه جرق ( جرغ ) ، قلعه را [ از ] دست دادند و قلعهء ارتپه را هم به زور توپ گرفتند . چون‌كه آن سمتها اسباب توپ و سربازخانه و قلعه‌گيرى را نديده بودند رعب زيادى در دل آنها افتاده ، محمد عليخان به قدر پنجاه شصت هزار طلا از شال و